روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمام به چشماي تو افتاد...روز سوم ....هفته ي بعد دزدکي بهت نگاه کردم ... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوستت دارم...
وقتی تنها شدی و هیچکی برات نموند، وقتی احساس کردی هیچکی تو رو دوس نداره، کافیه دلت رو با دقت نگا کنی... مطمئنم منو اونجا پیدا می کنی
مي خوام قلكم رو بشكنم و با نصف پولش نازت رو بخرم و بانصف ديگه اش مداد رنگي بخرم تا نازت رو بكشم!
همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت، جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده!!








ای کاش می توانستم نشان دهم، I wish l could make you.
که تا کجا دوستت دارم. derstand how l love you
همیشه در جستجو هستم، l am always seeking but
اما نمیتوانم راهی بیابم... cannot find a way….
به آن آنی در تو عاشقم، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم that only have descovered
آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد، the you_ which is beyond the
و تحسین می کند. you of the world that is
آنی که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others
آنی که هرگز رنگ نمی بازد، a you which is eapecially mine
وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم. Which cannot ever

بقیه عکسها در ادامه مطلب.................بسیار زیبا....................نظر یادت نره
ادامه مطلب
پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت
شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت
بسیار بود رود در آن برزخ کبود
اما دریغ، زهره دریا شدن نداشت
در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار
حتی علف اجازه زیبا شدن نداشت
گم بود در عمیق زمین شانه بهار
بی تو ولی زمینه پیدا شدن نداشت
چون عقده ای به بغض فرو بود حرف عشق
این عقده تا همیشه سر واشدن نداشت

به کسي عشق بورز که لايق عشق
باشد
نه تشنه ي عشق
چون تشنه روزي سيراب مي شود.

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی و وقتی دیدیش جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته توی چشمای کسی که تمام عشقت را ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی
روی قلبت گذاشت زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت باشی حس کنی هنوز
دوسش داری !
چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی
بخندی که نفهمه هنوزم دوسش داری!

خوشا سوز عشق و خوشا درد عشق
خوشا سینه ی پر درد عشقخوشا عاشقان و شب تارشان
خوشا ناله های دل آزارشان



جمله معروف ويليام شکسپير:
<<عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده>>






وقتی سکوت
تک تک نرده های دیوار خانه ام را فرا گرفت و
هیاهوی درونم در پیچک مرموز شبهای تنهاییم
درهم تنیده شد
هیچ کسی نبود که مرا در یابد
وقتی قطره های باران بر گونهای می چکید و
با اشکهایم در هم می آمیخت
هیچ کسی نبود که اشکهیم را از بارن باک کند
بوی خیسسی باران زدگی
بوی عطر تنت
بوی شور و مستی دیدنت
و نبود ی که باریدنم را ببینی چه بی وقفه بود
هنوزم پنجره اطاقم خیس است



{IRANBLOG}>



