ادامه مطلب
هر روز بي شما ، به شما فكر ميكنم
بر امتداد فاصله ها فكر مي كنم ...
سر فصل لحظه هاي دلم را ورق زدم
بر سال مرگ خاطره ها فكر مي كنم
فردا چه ميشود؟! ... به دلم بانگ ميزنم
بر التهاب ثانيه ها فكر مي كنم ...
پيش از تو اي عزيز دلم ساده دل نبود
دارم به........ نام شما فكر مي كنم ...
دستم كه ميرسيد به دستت ، ولي نشد
بر بي اجابتي دعا فكر مي كنم ...
آن قدر بي كسم كه در اين شهر پرفريب،
تنها نشسته ام ، به خدا فكر ميكنم



ای کاش می توانستم نشان دهم، I wish l could make you.
که تا کجا دوستت دارم. derstand how l love you
همیشه در جستجو هستم، l am always seeking but
اما نمیتوانم راهی بیابم... cannot find a way….
به آن آنی در تو عاشقم، l love in you a something
که تنها خود کاشف آنم that only have descovered
آنی فراتر از تویی که دنیا می شنا سد، the you_ which is beyond the
و تحسین می کند. you of the world that is
آنی که تنها وتنها از آن من است. admired and known by others
آنی که هرگز رنگ نمی بازد، a you which is eapecially mine
وآنی که هرگز نمی توانم عشق از او بر گیرم. Which cannot ever

بخوان خداي خويش را تا اجابت كند
به آسمان نگاه كن ، به جشن و شادي فرشتگان
براي تو سفره اي گشوده اند ، از نور و عبادت
پس مطهر و پاك ، مهمان خداوند باش .
فرصتي كه تنها نصيب تو شده است ، آن را از دست مده...
با جهان بيگانگي از پا شدن
عشق يعني مستي و ديوانگي
بی جهت آوارگی بی نا شدن
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
خفته اما بی دو چشم بینا شدن
عشق يعني سجده ها با چشم تر
سجدگی تا آن دو عالم پا شدن
عشق يعني سر به دار آويختن
دار مهرش دایمی از جا شدن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
حسرت آن دیده را دانا شدن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عاقلی را مست و بي پروا شدن!
عشق يعني سوختن يا ساختن
زندگي را باختن رسوا شدن
عشق يعني انتظار و انتظار
هرچه بيني واگذار . لیلا شدن
عشق يعني ديده بر در دوختن
سوختن را در فراقش ما شدن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
لحظه هاي ناب هستی ها شدن
عشق يعني سوز ني ، آه شبان

