بازم از تنهائی مینویسم
از تو این دل تنها
از گذشت این دقایق
قفس تلخ تنهائی منو چشم به راه نشونده
غم لحظه های بی تو جونو به لبم رسونده
دیگه طاقتی نمونده
این دلم بد جور شکسته
غربت را
حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی
و یا جایی
پشت لحظه های آشنا
همین که
عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کند
کافیست
تا تو غریب شوی

برای دیدن عکس در اندازه واقی بر روی عکس کلیک کنید......................................
هری پاتر و قدسیان مرگ (کتاب هفتم) Harry Potter and the Deathly Hallows به زبان فارسي آماده دريافت شما عزيزان ميباشد .

دانلود به زبان فارسی
پسورد فايل زيپ : www.asandownload.com
این نرم افزار تو ایران کار می کند.
از نظر زوم و کیفیت تصویر باور کنید از گوگل ارث بهتره.
نقشه راهها و .. را هم دارد.
کل دنیا را تحت پوشش دارد.
ساختمان های بعضی از شهرها را می تواند به صورت سه بعدی نشان دهد!!!
روی اینترنت های کم سرعت هم کار می کند.
اگر ایرانسل دارید سریع دانلودش کنید اگر هم سیم کارتتون همراه اول هست به نظر من بگیریدش. چون قراره همراه اول هم اینترنت موبایل هاش را راه بندازه.


...
اينم كليپي كه ميگن آناهيتا همتي هستش و الان تو سايت ها پخش شده ولي تابلو خودش نيست .فقط يك كم شباهت داره ( دقت كنيد فقط يه كم !!)
پسوورد فايل:mobileix.co.cc

امروز دستان کوچکم محتاج دستان مهربان و گرم تو بود...
اما احساس سنگ غرورت فرياد دستم را برای نياز دست تو کوتاه کرد...
فردايی که دستم ملتمسانه پي گدايی گرمای دست ديگری ميگردد...
اين وجدان توست كه حس پشيمانی را بيدار ميكند و اشك ندامت را سر ميدهد...
امروزی كه قدرتت را غرورت نزد من پوچ ساخت و حنجره ام را برای صدا كردن
دوباره ات بريد...
امروزی كه صد بار خودم را ملا مت كردم كه چرا تقاضای نيازم را از تو كردم....
تويی كه دم از ظرفيت ميزنی و بی ظرفيت تر از هر انساني...
تويی كه دم از همدمی و دوست داشتن و عشق ميزنی بی انكه حتی بدانی لياقت دوست داشتن را هم نداري...
و منی كه مانده ام حيران پی مجنون عاشقم...
گريه کن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه
گريه کن گريه غروره....مرهم اين راه دوره
دلم گرفته نميخوام اينجا بمونم
دلم گرفته نميخوام بی تو بمونم
امشب دل من ای خدا طاقت نداره ....تا کی خدايا اشک غم بايد بباره
بزارين برم من ... بزارين برم من

امشب از شميم عطر نياز تا نگاه عاشقانه لبريزم
دوست دارم از نگاه معصومت همچو شبنمی شوم بياويزم
عاشقانه ترين ترانه شب هديه بر غم لبان خاموشت
در طلوع بی كرانه عشق آسمان پرستاره تن پوشت
خيره در زلال شبنم ياس با بلور چشم تو هم رازم
در تلاطم واژگان سكوت تا حديث عشق را بی آغازم
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم كه همين دوست داشتن زيباست...

از هر بازیگری که عکس می خواین توی نظرات بگین تا براتون بزارم..........

بقیه عکسها در ادامه مطلب......................بی نظر نری!!!!
ادامه مطلب
دو سوی عشق را می پایم
زیر بارانی که آشفته می کند زلف را
در تدارک رقص
اینجا منم
منم که پیراهنم را هیچ سوگی سیاه نمی کند
وقتی که روزهای تلخ را با شانه های تو می گذرانم
تنها
زیر باران
و آشفته عشق که می شوم
می فهمم
در کوچه گنجشک و سنگ
مرغان عشق
چه قلب ملتهبی دارند......
بی آنکه بپرسی چرا و چگونه
خیال کن رسیده ای
بی آنکه بپرسی از کجا به کجا
گمان می کنم گریه کرده ای
بی آنکه بپرسم کی و برای چه کسی
من که می خواهم روی تابم بنشینم و به آرمان هایم فکر کنم
اما آفتاب باید برخیزد
در هم آغوشی آب و آتش خاموشی نهفته است
دستهایم را در چشمهایم می شویم و
سخن نمی گویم....
در من همه چیز هست
کوه ـ دره ـ دشت ـ پرنده و گیاه
و نور ملایم ماه
باید مواظب باشم گم نشوم................................................
بلند نمی اندیشی
مثل آسمان خراشی که هرچه کبوتر بود پر داد
از چه حرف می زنی؟
مثل آدم های آهنی
چشم در چشم تو ایستادم اما
آرام...
نسیمی که از لای پنجره بیرون وزید
من بودم

جمله معروف ويليام شکسپير:
<<عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده>>

به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي.
به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي.
به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت.
به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر.
به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست 



سری پنجم از عکسهای عاشقانه را برای شما میزارم امید وارم خوشتون بیاد ... نظر یادتون نره.

بقیه عکسها در ادامه مطلب............
ادامه مطلب

دانلود:نامه های خالی

دانلود:ایرانی
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است 

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و جان نرود 
یک داستان جالب..................حتما بخوانید و نظر بدهید
تقويم دانشگاهي من
شنبه : همون لحظه اي كه وارد دانشكده شدم متوجه نگاه سنگينش شدم هر جا كه مي رفتم اونو مي ديدم يك بار كه از جلوي هم در اومديم نزديك بود به هم بخوريم صداشو نازك كرد گفت : ببخشيد
من كه مي دونم منظورش چي بود تازه ساعت 9:30 هم كه داشتم بورد را مي خوندم اومد و پشت سرم شروع به خوندن بورد كرد آره دقيقا مي دونم منظورش چيه اون مي خواد زن من بشه
بچه ها مي گفتن اسمش مريمه
از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم باهاش ازدواج كنم
يك شنبه : امروز ساعت 9 به دانشكده رفتم موقع تو سرويس يه خانمي پشت سرم نشسته بود و با رفيقش مي گفتن و مي خنديدن تازه به من گفت آقا ميشه شيشه پنجرتون رو ببندين من كه مي دونم منظورش چي بود اسمش رو مي دونستم اسمش نرگسه
مث روز معلوم بود كه با اين خنديدن مي خواد دل منو نرم كنه كه بگيرمش راستيتش منم از اون بدم نمي آد از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با نرگس هم ازدواج كنم
دوشنبه : امروز به محض اينكه وارد دانشكده شدم سر كلاس رفتم بعد از كلاس مينا يكي از همكلاسيهام جزوه منو ازم خواست من كه مي دونم منظورش چي بود حتما مينا هم علاقه داره با من ازدواج كنه راستيتش منم از مينا بدم نميآد از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم با مينا هم ازدواج كنم
سه شنبه : امروز اصلا روز خوبي نبود نه از مريم خبري بود نه از نرگس نه از مينا فقط يكي از من پرسيد آقا ببخشيد امور دانشجويي كجاست ؟
من كه مي دونم منظورش چيه ولي تصميم نگرفتم باهاش ازدواج كنم چون كيفش آبي رنگ بود حتما استقلاليه وقتي كه جريان رو به دوستم گفتم به من گفت : اي بابا !? بدبخت منظوري نداشته ولي من مي دونم رفيقم به ارتباطات بالاي من با دخترا حسوديش مي شه حالا به كوري چشم دوستم هم كه شده هر جور شده با اين يكي هم ازدواج مي كنم
چهار شنبه : امروز وقتي كه داشتم وارد سلف مي شدم يك مرتبه متوجه شدم كه از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند يكي از دختراي اردو از من پرسيد : ببخشيد آقا دانشكده پرستاري كجاست ؟ من كه مي دونستم منظورش چيه اما تو كاردرستي خودم موندم كه چه طور اين دختر ساوجي هم منو شناخته و به من علاقه پيدا كرده حيف اسمش رو نفهميدم راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون تصميم گرفتم هر طور شده پيداش كنم و باهاش ازدواج كنم طفلكي گناه داره از عشق من پير مي شه
پنج شنبه : يكي از دوستهاي هم دانشكده ايم به نام احمد منو به تريا دعوت كرد من كه مي دونستم از اين نوشابه خريدن منظورش چيه مي خواد كه من بي خيال مينا بشم راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون عمرا قبول كنم
جمعه : امروز ضبح در خواب شيريني بودم كه داشتم خواب عروسي بزرگ خودم رومي ديدم عجب شكوهي و عظمتي بود داشتم انگشتم رو توي كاسه عسل فرو ميكردم و.... مادرم يك هو از خواب بيدارم كرد و گفت برم چند تا نون بگيرم وقتي تو صف نانوايي بودم دختر خانمي از من پرسيد ببخشيد آقا صف پنج تايي ها كدومه ؟ من كه مي دونم منظورش چي بود اما عمرا باهاش ازدواج كنم
راستش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون من از دختري كه به نانوايي بياد خيلي خوشم نمياد
شنبه : امروز صبح زود از خواب بيدار شدم صبحانه را خوردم و اودم كه راه بيفتم مادرم گفت : نمي خواد دانشگاه بري امروز جواب نوار مغزت آماده ست برو از بيمارستان بگير
راستيتش از خدا پنهون نيست از شما چه پنهون مردم مي گن من مشكل رواني دارم
توی سرمای زمستون رو بخار پشت شیشه
اسمتو نوشتم اما می دونم بی تو نمیشه
می دونم که با تو بودن یه هوای دیگه داره
این دل عاشق و تنها طاقت دوری نداره
همه ی شعرامو خوندم که تو برگردی دوباره
آخه این دلم به جز تو هیچ کسی رو دوست نداره
کاش می شد خاطره هامون دوباره مثل همیشه
تازه شن تو فصل سرما رو بخار پشت شیشه
هنوزم دلخوش و شادم به شمردن دقایق
که یه روز بیای کنارم اینه آرزوی عاشق

صدایت کردم از ژرفای یک یاس
به لحن آبی و نمناکی باران
نمی دانم شنیدی یا برگشتی
ویا این بار نشنیدی ورفتی
نسیم از جاده های دور آمد
نگاهش کردم و چیزی به من گفت
تو هم در انتظار یک بهانه
از این دفتار رنجیدی و رفتی
عجب دریای غمناکی است این عشق
ببین با سرنوشت من چه ها کردی
سرنوشت

ای که دور از من و در قلب منی
با خبر باش که همه دنیای منی

همیشه عاشق ماندن دلیل بر عاشق شدن نیست
خیلی ها می روند تا ثابت کنند که عاشق هستند

گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم
گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم
باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود
کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود


فقط براي مدلهاي :
K310 - K320 - K510 - K530 - K550 - K610 - K750 - K790 - K800 - K810
W200 - W300 - W550 - W580 - W610 - W660 - W700 - W710 - W800 - W810 - W830 - W850 - W880
Z520 - Z530 - Z550 - Z610 - Z710
T650 - S500
در کمتر از يک دقيقه مي توانند acoustic گوشي خود را با برنامه setool2lite عوض کنيد . ابتدا نکات زير را رعايت کنيد :
- گوشي بايد فول شارژ باشد.
- فايل هاي زير را دانلود کنيد :
توجه : براي دانلود فايل بريد به ادامه مطلب همراه با توضیحات کامل
ادامه مطلب


بي وفا
ديگه تمومه عشق من و تو
دوستت ندارم نمي خوام تو رو
خسته شدم من نمي خوام برو
عاشقت بودم تنهام گذاشتي
نفرينم نكن تو اينو خواستي
فرقي نداره عشق تو واسم
تو ديگه مردي دور شدي ازم
بهتره با هم نباشيم بي وفايي تموم شه
من مي خوام مثل تو باشم دلم نامهربون شه
برو ديگه دست از سر من بردار
تو رو خدا برو شدم از هر چي عشق بي زار برو برو...



گفتي كه به احترام دل باران باش،
باران شدم و به روي گل باريدم
گفتي كه ببوس روي نيلوفر را،
از عشق تو گونه هاي او بوسيدم
گفتي كه براي باغ دل پيچك باش ،
بر ياسمن نگاه تو پيچيدم
گفتي كه براي لحظه اي دريا شو،
دريا شدم و تو را به ساحل ديدم
گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش ،
مجنون شدم و ز دوريت ناليدم
گفتي كه بيا و از وفايت بگذر ،
از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم
گفتم كه بهانه ات برايم كافيست


عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من





سنگ دل...
هر شب در این امیدکه فردا ببینمت
نازم به بی نیازی ات ای شوخ سنگ دل
هرگز نشد اسیر تمنا ببینمت
منت پذیر قهر و عتاب توام ولی
می خواستم بهتر از اینها ببینمت

به گل گفتم عشق چیست؟ گفت ازمن خوشگل تر است........![]()
به پروانه گفتم عشق چیست؟گفت از من زیباتر است........![]()
به شمع گفتم عشق چیست؟گقت از من سوزان تر است.........![]()
به عشق گفتم تو اخر چیستی ؟گفت نگاهی بیش نیستم.![]()
بقیه عکسها در ادامه مطلب..............(۱۵ عکس)..........زیبا................خفن
...............................
نظر یادیتون نره
..........................................
ادامه مطلب
وقتی سکوت
تک تک نرده های دیوار خانه ام را فرا گرفت و
هیاهوی درونم در پیچک مرموز شبهای تنهاییم
درهم تنیده شد
هیچ کسی نبود که مرا در یابد
وقتی قطره های باران بر گونهای می چکید و
با اشکهایم در هم می آمیخت
هیچ کسی نبود که اشکهیم را از بارن باک کند
بوی خیسسی باران زدگی
بوی عطر تنت
بوی شور و مستی دیدنت
و نبود ی که باریدنم را ببینی چه بی وقفه بود
هنوزم پنجره اطاقم خیس است

ده مزايايي که مجرد زيستن به همراه دارد

۱.مي توانيد فرصتي براي پيدا كردن همسر ايده آل خود بدست آوريد
۲.مي توانيد ارباب خودتان باشيد
۳.مي توانيد توجه خود را معطوف شغلتان گردانيد
۴.مي توانيد هر كاري را در هر موقعي كه بخواهيد انجام دهيد
۵.مجبور نيستيد عادات شخص ديگري را تحمل كنيد
۶.براي انجام فعاليتها از وقت بيشتري برخورداريد
۷.مي توانيد دارايي هاي خود را كنترل نماييد
۸.مي توانيد استقلال و آزادي خود را مورد تقدير قرار دهيد
۹.مي توانيد بدون نگراني وزن خود را افزايش دهيد
۱۰.مجبور نيستيد بداخلاقيها، نق زدنها و سرزنشها را تحمل كنيد
دختر يعني:الگوي خياطي براي مجله هاي در پيت
دختر يعني: چرا خونه انقدر کثيفه
دختر يعني:دختر رو چه به رانندگي
دختر يعني: سريال مورد علاقت رو ول کن برو چايي بريز
دختر بودن يعني:همون بشي که خاله و عمه و مامنت شدن
دختر يعني: جوراب بشوري(شرمنده کهنه بچه هم با هاشه)
دختر يعني :حالا ليسانس گرفتي برو خونه شوهر
دختر يعني: کي بود بهت زنگ زد
دختر يعني: اجازه گرفتن واسه همه چي حتي نفس کشيدن
(زياد جدي نگيريد)

من هنوزم دلـی دارم ماندگار

زمانی که نه فریاد رسی است نه همراهی
نه عشق و نه دلخوشی .تمام آرزو ها چال شد در کویری دور و خشک
و حال به یاد آرزوهایم سکوتی کنم رساتر از فریاد
آهای.... با شمایم ؛ مترسگ های بی روح و سرد در کالبد آدمی
به کدامین جرم حکم صبرم دادید؟ به جز عاشقی جرمم چیست؟!!؟
آه... یادم رفت چه جرمی سنگین تر از این
پس چرا حکم مرگم را صادر نمی کنید
شما که نه دل دارید نه احساس چالم کنید در گورستان آرزوها؛ همان کویر سرد
من آماده ام و به این کودک شیطان و بازی گوش درونم می آموزم
هرگز فریب آب روان و باد وزان را نخورد.آخر تمامش سراب است
پس طفلکم را در حصار سینه ام دفن خواهم کرد و سمفونی مرگ را در گوشش زمزمه
آرام بخواب طفلکم آرام ؛"دنیا دیدنی نیست "بگذار و بگذر
ولی ای کاش همیشه تاوان قماردر زندگی فقط چند لحظه اندیشه بود
.jpg)
دوست دارم یه روز صبح وقتی
خورشید طلوع میکنه
تو رو جلوی چشام ببینم
یا اگه نبینمت غروب همون روز چشام ببندم
تا تو منو ببینی
....آرزوی احماقانه ای نیست
درک کن که دیوانه نیستم
.jpg)
اگر مي دانستي كه لحظه هاي حضورت ، تيك تاك ساعت زمان زندگي از كار باز مي ايستد
امواج طوفاني نگاهم را كه زير پلكهاي پراز اشكم پنهان است حس مي كردي
اگر مي دانستي كه صداي ضربان نفسهايت در قلب بيقرارم ، حكايت دلواپسي ها را نقش مي بندد
تمام قصه هايي را كه در طول دوبهار براي رؤياهايم ساختم ، لمس و باور مي كردي
اگر مي دانستي كه طنين ناز صدايت ، فصل فصل كتاب زندگي ام را رنگين و زيبا مي كند
آنگاه تمام اشكهاي غريبانه ام براي دل شيشه اي و نازكت معنا مي شود
اگر مي دانستي كه لرزش ضربان قلبم براي ضربان قلب عاشقت چگونه هراسان مي تپد
عشق را در امواج نگاههاي بي تابي و دلنگراني هايم مي ديدي و حقيقت درونم را روشن مي گرفتي
اگر مي دانستي كه چقدر بيقرار و دلتنگ تو و لحظه هاي شيرين بودن و حس كردنت هستم
تپش موج هاي عاشقي را در چشمانم حس مي كردي و مي دانستي كه چقدر چشم به راه توام
اگر مي دانستي كه حتي با وجود بودنت و حس كردنت بازم هميشه و هرلحظه دلتنگ توام
مي ديدي كه يك ديوانه چگونه براي حضور تو و نفسهايت پرپر مي شود و هرلحظه اشك مي ريزد
آري من چشم به راه توام اي ماه تابان هستي و بي كسي هاي عاشقي غريب
من بي تاب و بيقرار لحظه هاي بودنت هستم اي ستاره ي چشمك زن و روشن شبهاي تارم
من زنده به عشق توام ، پايبند به نفس هاي توام ، و در انتظار حضور ديدگان عاشقت هستم
من با تكرار نفس هاي تو زنده هستم و با حرفها و لبخندهاي آسماني تو جاني تازه ميگيرم
آري من بي تو هيچم اي اولين و آخرين و تنها عشق ماندگار ...................
سيـب سـرخي را بـه من بخشيـد و رفـت
عاقبـت بر عشـق مـن خنـديـد و رفـت
اشـك در چشمــان سـردم حلقــه زد
بـي مـروت گريـه ام را ديــد و رفـت
چشـم از مـن كنـد و دل از مـن بريـد
حـال بيمـار مــرا فهـميــد و رفـت
بـا غـم هجــرش مــدارا مـي كنـم
گـر چـه بر زخمــم نمك پاشيد و رفـت


گاهی بازنده
و گاهی برنده![]()
زندگی ، گاهی عشق
و گاهی نفرت ![]()
گاهی امید
و گاهی حسرت ![]()
گاهی افتادن و موندن و بریدن
گاهی وقتا پر کشودن و پریدن
زندگی مثل یه سقفه تو هجوم بی پناهی
زندگی ، عشق و محبت![]()
کندن از مرگ و تباهی
زندگی مثل یه جنگه
تنها جنگی که قشنگه
تو نبرد زندگیه عشق حکم تفنگه
زندگی یعنی یه لبخند یعنی گفتن و شنیدن
مثل چشمه ای زلاله رو به دریای رسیدن
من می دونم که توقف مثل مردابه یه مرداب
حرف ماهی رو بفهمین بشکنین شیشه ی این خواب
دفترچه ام را با قلم خون به گودال سرد نوشته ها مي برم من زنده مانده ام
تا رنگ ها باهم بجنگند
سرماي کوهستان ها
يک مرگ تلخ را براي تو آفريده است ـــــ!!
قايق ديگري
در يک درياي تاريک
اين بي انتهاست!
آنجا ساعت بي عقربه ايست
براي تو ...
و چشم هاي ترک دارت
هرگز مرگ مرا نخواهد ديد!
من زنده مي مانم....!!
مي نويسم از خود
با خون .......!!!؟
امروز كه چشم بر گستره هستي گشودم
تنها تو را در همه جا ديدم
ميان اشعه هاي ملايم خورشيد اين تو بودي كه طنازي مي كردي
به روي مريم هاي باغچه اين تو بودي كه عطر افشاني مي كردي
تو را ميان سحر گاهان پر مه چه واضح و روشن مي ديدم
انگار از من به من نزديكتر بودي
انگار در من ريشه كرده بودي
بي قيد فارغ از دنياي بيروني اين تو بودي
كه در من خانه كر دي
خانه كردي
نکته : تمام بازی ها دارای فرمت جاوا و بر روی کلیه گوشی ها با رزولوشن 176x220 پیکسل قابل نصب هستند . مثل k750


كاش مي ديدم چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاري است
آه وقتي كه تو لبخند نگاهت را
مي تاباني
بال مژگان بلندت را
مي خواباني
آه وقتي كه تو چشمانت
آن جام لبالب از جاندارو را
سوي اين تشنه ي جان سوخته مي گرداني


و همان لـحظه صدايي شنيد که تکرار صداي خودش بود:"آآآي ي ي!!!"
او با کنجکاوي پرسيد:"تو کيستـي؟"
جواب شنيد: " تو کيستـي؟"
فرياد زد:" دوستت دارم!"
صدا جواب داد:"دوستت دارم!"
با عصبانيت فرياد زد :"ترسو!"
جواب شنيد:"ترسو!"
پس رو به پدرش کرد و گفت:"چه خبره؟"
پدر لبخند زد و جواب داد:"پسرم خوب گوش کن."
مرد فرياد زد:"تو يک قهرمانـي!"
صدا جواب داد:" تو يک قهرمانـي!"
پسر متوجه منظور پدرش نشد.
پدر گفت:"مردم به اين صدا پژواک مي گويند،اما اين در واقع زندگي است.
هر چه بگويي يا انـجام دهي به تو برمي گردد.
زندگي هر يک از ما بازتاب رفتارهايـمان است.
اگر عشق بيشتر مي خواهي بايد عشق بيشتري را در قلبت به وجود بياوري.
اگر طالب موفقيت هستـي بايد مهارت هايت را بيشتر کنـي.
اين به همه چيز در زندگي مربوط است.
هرچيزي را که به زندگي بدهي،زندگي هـمان را به تو پس مي دهد. زندگي يک اتفاق نيست، بلکه بازتاب خود توست!"
اينکه ريگي به کفشمون نيست!
۲.يارو دستشويي بوده موبايلش زنگ مي زنه پسرش بوده مي گه : بابا کجايي ؟ مي گه يه جايي. پسره مي گه: مامان گفت امروز غذا نداريم هرجا هستي نهارتم بخورو بيا !!!
۳.ترجيح ميدم روي موتورسيكلتم باشم و به خدا فكر كنم تا اينكه تو كليسا باشم و به موتورسيكلتم فكر كنم - مارلون براندو!!
۴.تعريف دانشجو: موجودى نحيف، عصبى، بى پول و شبيه به انسان! كه از تخم مرغ، گوجه و نيكوتين تغذيه مي كند و دشمنى عجيبى با كتاب دارد
۵.يکي به رفيقش مي گه : شنيدم تو ظرف شستن به زنت کمک مي کني؟ زن ذليل! مي گه خب مگه چيه . اونم تو رخت شستن به من کمک مي کنه
۶.دنيا رو بدون خانمها تصور کنيد: - بازارها خلوت - پولها اضافه - خيابونها خلوت - شيطون بي کار - مخابرات ورشکسته همه ميرن بهشت
۷.يک حقيقت زندگي: هر چقدر به ديگران کمک کني چند برابر ش از جايي که فکرشو نمکني بهت کمک ميشه ميگي نه؟ شماره حساب منو يادداشت کن..........
۸.اگر به نيت 124000 پيغمبر ، 124000 اس ام اس بفرستيد ، آخر ماه خبر خوشي از جانب مخابرات دريافت مي کنيد
۹.يكي ميره پيش خدا ميگه : خدايا چرا زنها اينقدر زيبا هستند ؟ خدا ميگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشيد ، بعد ميپرسه پس چرا اينقدر احمقند ؟ خدا ميگه : آخه اونها هم بايد شما مردها رو دوست داشته باشن ديگه! !
سلام بر تو اي ماه من
سلام من بر تو اي عشق من
سلام و فقط اين سلام است که مرا به تو مي رساند
همين کلمه است که من از آن بوي تو را حس مي کنم
در لحظات عمرم ...من تنها از تو ياد کردم
و آنکاهي که تو را ديدم و خواستم به نو بگويم دوستت دارم
افسوس که زبانم از خيره شدن چشمم به رويت
بند آمد و نتوانستم دوستت دارم را بر زبان آورم
هميشه من بياد توام.......
چه مرا به خاطر داشته باشي و چه نه
چه از من عشقي بداني و چه از من متنفر باشي
اي کاش که بيادم باشي
و از من خسته دل يادي کني
هميشه تا در توانم و تا جاني در جسمم دارم
به تو عشق خواهم ورزيد اي عشق من
تو از جنس نوری تو را می شناسم
شمیم حضوری تو را می شناسم
تو از جنس باران تو از جنس دریا
تو عشقی تو شوری تو را می شناسم
برای گذشتن از احساس پوچی
تو رمز عبوری تو را می شناسم
همیشه برای غم و غصه هایم
تو سنگ صبوری تو را می شناسم
تو از وسعت سبز آئينه هايي
تو از جنس نوری تو را می شناسم
ميان تمامي صداها
تنها صداي توست آرامبخش طوفاني قلبم
ميان سازها و آوازها
تنها آواز توست سايه سار شبهاي سردم
به كدامين سو رهسپاري ؟
به سرزمين غربت ؟
يا به آسمان آبي خدا ؟
ديرزماني است دلتنگ توام
تا به حال مي داني زمين چند صدبار به دور خود چرخيده ؟
مي داني چند صدبار خورشيد طلوع و غروب كرده ؟
مي داني دوبهار آمده و رفته اما تا كنون قلب من بهار را حس نكرده ؟
لابد مي داني كه ستاره اي نمانده تا نشمرده باشم
دير زماني است دلتنگ توام اي حس ماندگار، تو همان حسي كه لحظه اي رهايم نمي كند، حسي شبيه بغض اشكهاي بي بهانه، حسي غريبانه در شبهاي بي ستاره، نامت را مي گذارم عشق !
واژه اي كه آوازت و سكوتت هردوبه من هديه دادند، آوازي زيبا و سكوتي غم انگيز، معناي تمام لحظه هاي مبهم و خيالي ذهنم در سكوت غريبانه ات خلاصه مي شود
بمان اي حس ماندگار
بمان اي شبنم اشكهاي بيقراري ام
بمان اي بهانه شعرم
بمان اي شوق خستگي هايم
بمان اي ترانه غربت من
بمان اي هستي من آواز تو
اشكهاي من ساز تو
اي راز دل من همراز تو
بمان اي مسافر شهر غريب من
بمان كه بي تو شوقي به ماندن و نفس كشيدن ندارم
بمان كه ديوانه ي كوي عشقت در حسرت ديدار چشمانت پرپرشده
بمان كه نفس هاي خسته درونم براي عشقت رنگ عاشقي گرفته
بمان تا صحراي دلم در غربت ديدگان آسماني ات جان گيرد
بمان كه گر نماني شوقي به ماندن و زندگي ندارم
بمان كه اشكهايم ديگر ياراي دل غريبم نيست يارا
بمان بمان بمان اي





































































