گا هی در این هیا هو به تو می ا ندیشم
به تو که هزار با ر ا زمن دورتری
به تو که فا صله میا ن آ یینه ها را شکسته ای
به تو که میا ن هجوم تردید ما نده ای
گا هی در این سکوت به تو می اندیشم
به تو که حضورت
لبریزازتنها یی است
به تو
که مرا به انبسا ط شریا نها یم نزدیک می کنی
تو که رها یی را در خود متبلور کرده ای
و گا هی در این غربت تنها تو را صدا می زنم
تو که هزار با ر از من دورتر خواهی ما ند
تنهایی خیلی سخته
وقتی اشکات سرازیره ودستی نیست که پاکشون کنه.
وقتی قلبت شکسته و کسی نیست که تیکه هاشو جمع کنه.
وقتی دستات سرد شده و دستی نیست که گرمش کنه.
وقتی ناامیدو بریده از همه چیز وکسی نیست که تنها امیدت باشه.
وقتی همه ی وجودت یه دنیا حرف دارن وگوشی نیست که بشنوه.
تنهایی خیلی سخته
وقتی سرشار از محبت و عاطفه ای و کسی نیست که محبت کنی.
وقتی اغوش گرمی برای گریه هات می خوای شونه ای نیست که تکیه گاهت باشه.
وقتی نگران و اشفته ای کسی نیست که ارومت کنه.
وقتی دلت ترکیده و دستی نیست که نوازشت کنه.
وقتی چشات منتظرن و عشقی نیست که انتظارو تموم کنه.
وقتی کسی نیست که شریک خنده ها و هق هق کردنات باشه.

با من بمون...
اگه يار من تو باشي كسي رو ديگه نميخوام...
كاش همه كسم تو باشي من فقط همينو ميخوام...
دوست دارم كه توي عشقت بسوزم تا كه فناشم...
دوست دارم كه با تو باشم اسيره دو تا چشات شم...
دوست دارم كه زندگيمو بريزم به زيره پاهات...
دوست دارم كه با نگاهت عقلمو بدي تو بر باد...
از همون روزي كه قلبم اسيرو در به درت شد...
فهميدم دله خرابم اسيره صداقتت شد...
تو با اين همه بزرگي دله مارو نشكستي...
تو با اين همه خاطرخواه اومدي با ما نشستي...
همه زندگي من فداي يه تار موهات...
همه عشقم تو هستي تويه اين دنيايه زيبا...![]()
از عشق تو يارا ، لحظه لحظه مست مستم
به تو دل داده ام و كوچه گردي بت پرستم
بي تو من ديوانه ام ، با عشق تو فرزانه ام
هر لحظه من با ياد تو ، آواره اي بي خانه ام
در به در دنبال تو ، اين دل به سوي كوي تو
در حسرت ديدار تو ، مجنون شدم بر روي تو
با عشق تو جان مي دهم ، اي دلبر جانانه ام
از دوري ات غم مي كشم ، زيباترين پروانه ام
همچون پرنده در دلم ، كاشانه اي داري همي
از غربت شبهاي تو ، هر دم به دل آيد غمي
تو آشنا با قلب من ، نامت كتاب عشق من
من با اُميد بودنت ، عشقت همي سرمشق من
آن صوت بي تكرار تو ، آرامش قلب منست
روح زلال و پاك تو ، تنها دليل بودنست
با من بمان ، با من بخوان ، اي همه بود و نبود
ديوانه عشق توام ، اي هستي و اي تار و پود
بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم
.بهت نمي گم که هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي
.نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي
.اگه يه روزي چشمات پر از اشک شده دنبال يه شونه گشتي که گريه کني ،
صدام کن ، بهت قول نمي دم که ساکتت کنم منم پا به پات گريه مي کنم
.اگه دنبال مجسمه سکوت مي گشتي تا سرش داد بزني ،
صدام کن قول ميدم ساکت بمونم
.اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالي کني ، صدام کن ،
قلبم تنها خرابه ي وجود توست
.اگه يه روز صدات کردم که بهت نياز دارم ، نگو کجايي
فقط چشماتو روي هم بزار و يه لحظه به من فکر کن

باز هم دلتنگي ، باز هم گريه هاي شبانه ام
يه عاشق غمگين ، در حسرت شبهاي بي ستاره ام
سخت دلتنگم ، سخت بيقرار و بي تابم ...
كجاست شانه هاي گرم و مهربانت ، تا گريه كنم ؟
كجاست آن لبخندهاي عاشقانه ات تا باز هم ديوانه شوم ؟
چرا ديگر درد دلي براي گفتن نداري ؟
چرا اشكهايت را از من پنهان مي كني و حرفي براي گفتن نداري ؟
چرا قلب عاشقم را در انتظار چشمانت مي سوزاني ؟
آنقدر دلتنگ چشمانت هستم كه نمي توانم در هيچ چشم ديگري نگاه كنم
آنقدر بيقرارم كه هيچ اتفاقي ، دل غمگينم را شاد نمي كند
براي گريستن ، شانه هايت را كم دارم
شانه هايي كه بارها و بارها در خواب و خيال ، تكيه گاه دل عاشقم بود
براي عاشقي ، نگاههاي زيبايت را كم دارم
نگاههايي كه تنها دليل زندگي و عشقم شد
چرا ديگر براي غصه ها ، اشكها و دلتنگي هايم جوابي نداري ؟
شب دراز است و من هنوز هم در انتظار نسيم صبح سپيد مانده ام
اي دل ديوانه ي من ! با غمهايت بساز و با اشكهايت بسوز ، اما دم نزن
اي دل عاشق و بيقرار من ! صبر كن شايد نسيم ، خبري از عشق برايت بياورد
اي دل بساز ! شايد قاصدك خبري از يار آورد
صبر مي كنم و عاشق مي مانم كه خوشبختي از آن عاشقان است.




عشق يعني مستي و ديوانگي - عشق يعني با جهان بيگانگي
عشق يعني شب نخفتن تا سحر - عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن - عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن - عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن - عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار - عشق يعني هرچه بيني عكس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن - عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب - عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني سوز ني ، آه شبان - عشق يعني معني رنگين كمان

چرا به من می گویند ،دوستش نداشته باشم
مگر دوست داشتن جرم است ؟
من نمی فهمم که چرا دوست داشتنش مرا به گناه خواهد
کشاند من گناه نمیکنم من گناه را دوست ندارم
ولی او را چرا...
من او را فرا موش نمیکنم ولی گناهش راچرا ...
من دوستش دارم و اور ا فراموش نمیکنم
ولی گاهی گریز باید کرد و گاهی نمی شود گریخت
وآن لحظه که نمیتوانی از آن بگریزی
همان لحظه ای است که من از آن می ترسم ولی آن را تجربه کردم تجربه ای که خدایم ببخشاید و عشق واسطه
شود تا بخشیده شوم







